آوای مددکار


+ تلنگر یک مددکار اجتماعی

 شنیدن اخباری تلخ در یک روز سرد پاییزی دلها را سرد و قلبها را پر از غصه و اندوه می کند.در گوشه ای از این سرزمین پهناور برخورد دو قطار
مسافربری منجر به بروز یک فاجعه انسانی می شود .آن سوی مرز در یک حادثه تروریستی صدها نفر از هم وطنان و عاشقان و زائران حضرت سید شهدا شهید می شوند. در یک حادثه دیگر بر اثر سقوط یک بالگرد دهها نفر از متخصصان این مرز و بوم به دیدار حق می شتافند.در تصادفی دیگر پنج سرنشین یک خودرو در یکی از جاده های کشور کشته می شوند. بر اثر گاز گرفتگی چند نفر چشم از جهان فرو بسته و به علت بی احتیاطی صدها نفر دیگر در عرصه های مختلف جان خود را از دست داده و در نهایت بر اثر بارش رحمت الهی باران و برف برخی امورات کشوری فلج و بحران پیش می آید... همه این اتفاقات در عرض دو روز بوده که بر اثر آنها چند صد خانواده در آن واحد داغدار و افکار عمومی جامعه ماتم زده می شود.سوال اصلی این است تا کی باید شاهد بروز این گونه حوادث تلخ باشیم.چه بلایی بر سر ما آمده است که دچار بی تفاوتی اجتماعی شده و به راحتی از کنار این مسائل عبور می کنیم.کجاست آن احساس مسئولیت اجتماعی مردم و سازمانهای مردم نهاد که با اقدامات اطلاع رسانی و آموزشی خود آگاهی جامعه را برای پیشگیری و یا مقابله با این بحرانها دو چندان نموده  و مقوله پیشگیری از بروز این اتفاقات ناخوشایند را از یک سو مطالبه اصلی مردم از مسئولان اجتماعی قرار داده  و از سوی دیگر با حساس سازی جامعه توجه به اصول ایمنی و رعایت آن را تبدیل به فرهنگ عمومی جامعه نمایند.کجاست آن دهقان فداکار که علی رغم نداشتن وظیفه ای ، در آن سرمای سرد زمستان احساس مسئولیت نموده و ایثار کند.کجاست آن مردان و شهیدان خدایی که در رفتن به جبهه ها از هم سبقت  می گرفتند و  تنها چیزی که به فکرش نبودند جان خودشان بود برای حفظ جان مردم....

  حیف که امروز دیگر دیروز نیست 
هر کس به فکر خود هست به فکر دیگری نیست!

در این اندیشه ام که به قول دکتر شریعتی چه دردی می کشد آن کس که انسان است و سرشار از احساس.                                                                             

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٩/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مددکاران اجتماعی مراقب خودشان باشند!

    پژوهشها نشان می دهد برای برخی از مشاغل بیشتر احتمال بروز افسردگی می رود و این عمدتا  به علت استرس ساعات کاری غیر قابل پیش‌بینی و طولانی یا عدم کنترل بر فضای کاری است. در اینجا 10 طیف شغلی معرفی می‌شود که بین کارکنان آن سطوح زیادی از افسردگی  گزارش شده است.  

در این مقاله به 10 زمینه شغلی از 21 طبقه‌ شغلی اشاره می‌شود که کارکنان شاغل در آنها بسیار بیشتر از سایرین در طول یک‌ سال علامت‌های افسردگی حاد را گزارش کرده‌اند. با این حال، چنانچه می‌خواهید یک پرستار باشید (مورد شماره 4) این مطلب بدان معنی نیست که به سراغ حرفه دیگری بروید. دکتر دبورا لگ، مشاور بهداشت روان معتقد است: جنبه‌های معینی در هر شغل وجود دارد که می‌تواند منجر به افسردگی یا تشدید آن شود. افرادی که در مشاغل پراسترس کار می‌کنند، اگر به خوبی از خودشان مراقبت کنند شانس بیشتری برای مدیریت افسردگی‌شان دارند.

 1- پرستاران خانگی / نگهداری از کودکان

 افرادی که خدمات شخصی می‌دهند در بالای این فهرست قرار دارند. در حدود ۱۱ درصد افرادی که این شغل را برعهده دارند، افسردگی شدید را گزارش کرده‌اند (این نرخ بین بیکاران ۱۳ درصد و برای کل جمعیت ۷ درصد است.)  دکتر کریستوفر ویلارد، روانشناس بالینی در دانشگاه تافتس معتقد است: یک روز عادی کاری برای این افراد می‌تواند شامل غذا دادن، حمام کردن و مراقبت از افرادی باشد که اغلب "توانایی تشکر و سپاسگزاری را ندارند..." چون یا بیش‌ از حد بیمار هستند یا خیلی کم‌سن هستند یا اصلا عادت به قدردانی و تشکر کردن ندارند. دیدن افراد بیماری  که هیچ نیروی تازه و مثبتی به آدم نمی‌دهند، استرس‌زا است.

 2- کارکنان خدمات غذایی

 افرادی که امور مربوط به خدمات‌دهی در امر غذا را برعهده دارند، در رده‌ی دوم این فهرست قرار دارند. افراد شاغل در این کار حقوق پایینی دریافت می‌کنند و از طرفی هم هر روز آدم‌های زیادی بهشان امر و نهی می‌کنند که باعث خسته‌کنندگی این شغل می‌شود. در حالی که ۱۰ درصد از کارکنان خدمات تهیه‌ی غذا یک دوره‌ی افسردگی‌ حاد را
در مدت یک‌سال گزارش کرده‌اند؛ ۱۵ درصد زنان شاغل در این شغل هم در معرض افسردگی قرار گرفته‌اند.

 لگ ‌معتقد است: "این کار یک شغل فاقد هرنوع تشکر و سپاسگزاری است. ممکن است مردم در برخورد با این کارکنان بی‌ادب باشند و کار حتی به درگیری فیزیکی هم بکشد. وقتی فردی افسرده است، همچنان پرانرژی و پرجنب‌وجوش بودن برایش سخت می‌شود. و اگر لازمه‌ی کارش حتما پرانرژی بودن است، کار خیلی سخت می‌شود."

 3- مددکاران اجتماعی

 این که مددکاران اجتماعی در رده‌های بالای این فهرست باشند خیلی هم تعجب‌آور نیست. سروکار داشتن با بچه‌هایی که مورد سوءاستفاده و آزارجنسی و بدنی قرار گرفته‌اند، یا خانواده‌هایی که در بحران به سر می‌برند - یک سری کاغذبازی‌های اداری را هم به این مشکلات اضافه کنید - می‌تواند این شغل را تبدیل به یک کار استرس‌زای ۷/۲۴ ( ۲۴ ساعته در تمام ۷ روز هفته) تبدیل کند.

 ویلارد معتقد است یک فرهنگی هست که می‌گوید برای انجام شغل به شکلی مطلوب، ‌باید واقعا به سختی کار کنید و در اغلب موارد فداکاری کنید. از آنجا که مددکاران اجتماعی با افراد بسیار نیازمند سروکار دارند، این فداکاری خیلی زیاد برای انجام کار بسیار سخت است. من با بسیاری از مددکاران اجتماعی و دیگر حرفه‌های امور مراقبتی سروکار
داشته‌ام و دیده‌ام که آنها واقعا خیلی زود از پا می‌افتند.

 4- کارکنان امور بهداشت و سلامت

 کارکنان امور بهداشت و سلامت شامل پزشکان، پرستاران، درمانگران و سایر افراد حرفه‌ای می‌شود که بیشترین زحمت را با حداقل تسهیلات متحمل می‌شوند. این کارکنان که زندگی سایر افراد در دستان آنها است ساعت‌ها و روزهای کاری نامنظم زیادی دارند.

 ویلارد معتقد است: "آنها هر روز بیماری، انواع زخم‌ها و مرگ را می‌بینند و با خانواده‌ی بیماران سر و کار دارند. این قضیه می‌تواند بر دیدگاه‌های فرد تاثیر بگذارد و او را به این نتیجه برساند که جهان، جای غمگین‌تری است."

 5- هنرمندان، بازیگران ‌و نویسندگان

 این شغل با حقوق نامطمئن، ساعت‌های نامشخصی از زندگی فرد را درگیر می‌کند و او را به انزوا می‌کشاند.

 افراد خلاق، بیش از سایرین در معرض اختلالات خلقی و روحی-روانی هستند، در حدود ۹ درصد این آدم‌ها در یک‌سال گذشته به افسردگی شدید مبتلا شده‌اند. احتمال ابتلا به افسردگی در هنرمندان و نویسندگان مرد بیشتر است. (تقریبا ۷ درصد کسانی که تمام‌وقت کار می‌کنند.)

 لگ معتقد است: "یک چیزی که بین هنرمندان و بازیگران زیاد دیده‌ام، بیماری اختلال دوقطبی است. در بسیاری مواقع در افراد هنرمند اختلالات خلقی تشخیص داده نشده و یا درمان نشده‌ای وجود دارد. افسردگی در افرادی که به سمت کار هنری کشیده می‌شوند امری
معمولی و رایج است و بعد از شیوه‌ی زندگی‌شان به این موضوع بیشتر دامن می‌زند.

 6- معلمان

 به نظر می‌رسد نیاز به معلمان روز به روز در حال افزایش است. بسیاری از معلمان، بعد از یک شیفت کاری دوباره کار می‌کنند و حتی کار خود را به خانه هم می‌برند.

 ویلارد معتقد است: از جهات مختلفی به معلم‌ها فشار وارد می‌شود، از طرف بچه‌ها، والدین‌شان و مدرسه‌هایی که به دنبال ارتقای استانداردهایشان هستند؛ و همه‌ی این افراد هم خواسته‌های متفاوتی دارند. انجام این کارها برای معلم‌ها آنقدر سخت می‌شود که گاهی حتی یادشان می‌رود از روز اول با چه انگیزه‌ای به این شغل وارد شده‌اند.

 7- کارکنان مدیریت پشتیبانی

 افرادی که در این شغل مشغول به کار هستند از کوچک‌ترین مسائل تا موضوعات سطح بالای سازمان را باید تحمل کنند و چه بسا در بسیاری موارد برنجند و ناراحت شوند.

 لگ در این باره می‌گوید: آنها همه‌ی امور سازمان، از گرفتن سفارش‌ها تا جهت‌دهی تمام امور در خط مقدم هستند. اما از سوی دیگر در چارت اداری در سطح پایینی قرار دارند که کنترلی بر سایر امور ندارند.

 آن‌ها یک روز کاری غیرقابل پیش‌بینی و سخت را پشت سر می‌گذارند و ادامه‌ی کار و زندگی را برای بقیه راحت و آسان می‌کنند در حالی که هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد و نمی‌داند چه زحمتی را متحمل شده‌اند.

 8- کارکنان واحد تعمیر و نگهداری

 وقتی یک چیزی در محل کار یا منزل‌تان خراب می‌شود معمولا چه کار می‌کنید؟ این اساسا چیزی است که کارکنان شاغل در واحد تعمیر و نگهداری هر روز با آن سروکار دارند. آنان اغلب در ساعت‌های غیرعادی، هر فصل از سال بدون توجه به سرما یا گرما، و در شیفت‌های کاری شبانه به کارشان مشغول هستند.

 آن‌ها بابت درست کردن خرابکاری وحشتناک دیگران اغلب حقوق بسیار ناچیزی می‌گیرند.

 ویلارد می‌گوید شیفت کاری آنان مدام تغییر می‌کند و می‌چرخد و به همین سبب اغلب از سایر همکارانشان جدا می‌افتند و این بسیار خطرناک است.

 9- حسابداران و مشاوران مالی

 استرس، استرس، استرس. بیشتر افراد علاقه‌ای ندارند با پس‌اندازهای دوران بازنشستگی‌شان سروکار داشته باشند. حالا تصور کنید در شغلی باشید که هزاران یا میلیون‌ها دلار از دارایی دیگران را سروسامان دهید؟

 لگ می‌گوید: "مسئولیت پاسخگویی بسیار زیادی برای امور مالی دیگران وجود دارد و این در حالی است که در بسیاری مواقع بازار در کنترل حسابدار و مشاور مالی نیست و نمی‌داند چه اتفاقاتی در دنیای کسب و کار در حال وقوع است." هم‌چنین اگر یک مشتری بخشی از دارایی‌اش در هنگام کار از دست برود احساس گناه و عذاب وجدان زیادی برای مشاور مالی به همراه خواهد داشت و علاوه بر آن همواره افرادی هستند که مداوم بر سر حسابدار یا مشاور مالی و اقتصادی در حال جیغ کشیدن هستند! "

 10- کارکنان بخش فروش

 افراد شاغل در بخش فروش در رده‌ی دهم این فهرست جای دارند، و مجموعه‌ای از دلایل وجود دارند که چرا این شغل هم باعث افسردگی در افراد می‌شود. بسیاری از فروشندگان بر مبنای دریافت پورسانت کار می‌کنند و این بدان معنی است که هرگز به طور دقیق نمی‌دانند چه زمانی حقوق‌شان را می‌گیرند. معمولا آنان در سفر هستند و زمان بسیاری را دور از خانه، خانواده و دوستانشان می‌گذرانند. در شرایطی هم که بخواهند به تنهایی و مستقل کار کنند منافع و سود کمی عایدشان خواهد شد.

 لگ می‌گوید: "این درآمد نامطمئن، فشار زیادی را برای آنان به همراه دارد و این شغل را به کاری پراسترس تبدیل می‌کند."

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۸/۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خطری که سلامت مددکاران اجتماعی را تهدید می کند!

راننده های کامیون و مددکاران اجتماعی یک ویژگی مشترک دارند: افرادی که در این دو حوزه مشغول به کار باشند از کمترین سطح سلامت قلب برخوردارند.به گزارش انتخاب به نقل از  دیسکاوری، نتایج گزارشی جدید از مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها در آمریکا نشان می دهد رانندگان کامیون و مددکاران اجتماعی بیش از دیگر افراد در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند.در این تحقیق جدید دانشمندان هفت وضعیت سلامت قلبی را در بیش از 66 هزار فرد شاغل در 22 حوزه شغلی از 21 ایالت مختلف مورد بررسی قرار دادند. برای تعیین سلامت قلب هر یک از افراد، دانشمندان تعداد افرادی که از هر هفت شاخص سلامت قلب انجمن قلب آمریکا برخوردار بودند را شمارش کردند: پرهیز از دخانیات، فعالیت جسمانی، فشار خون عادی، قند خون عادی، وزن متناسب، کلسترول عادی و رژیم غذایی سالم.نتایج این بررسی نشان داد 3.5 درصد از تمامی افراد مورد بررسی از هر هفت شاخص سلامت قلب برخوردار بودند. سازگاری با 6 یا هفت نمونه از این شاخص ها با کاهش درصد ابتلا به بیماری های قلبی در ارتباط است و نداشتن هیچ یک از این شاخص ها یا تعداد کمی از آنها درصد ابتلا به این بیماری ها را افزایش می دهد.

محققان همچنین دریافتند 9.6 درصد از تمامی کارگران تنها با دو شاخص سلامت قلب انطباق داشتند، اما درصد انطباق با یک یا دو نمونه از این شاخص ها در میان کارگران بخش های اجتماعی و مددکاران و رانندگان کامیون های باری تا حدی قابل توجه افزایش پیدا می کرد: 14.6 درصد از مددکاران اجتماعی و 14.3 درصد از راننده های کامیون تنها با یک تا دو نمونه از شاخص های سلامت انطباق داشتند. به بیانی دیگر، افرادی که در این حوزه ها مشغول به کارند از پایین ترین سطح سلامت قلب برخوردارند. ازسویی دیگر، افرادی که در زمینه کشاورزی، جنگل بانی، ماهیگیری و مشاغل هنری، طراحی، سرگرمی، ورزش و رسانه مشغول به کارند از سلامت قلبی بالاتری برخوردارند و به ترتیب 5 تا 5.9 درصد از آنها با تعداد کمی از شاخص های سلامت قلب انطباق دارند.

محققان همچنین دریافتند شاغلان در بخش حمل و نقل از کمترین میزان فعالیت جسمانی برخوردارند، مصرف سیگار در میان کارمندان بخش تهیه و سرو غذا رواج دارد، سطح کلسترول در میان کارمندان بخش رایانه و ریاضیات ناخوشایند است، و قند خون در میان پرستاران و کارمندان بخش خدمات نیز رضایت بخش نیست. همچنین باوجود اینکه شاغلان حوزه ماهیگیری، کشاورزی و جنگلبانی از بالاترین سطح سلامت قلب برخوردار هستند، رژیم غذایی آنها چندان سلامت نیست، به صوری که 84.3 درصد از آنها از رژیم غذایی سالمی دنباله روی نمی کنند.

همشهری آنلاین

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آیا آقای بیل گیتس یک مددکار اجتماعی است؟

به گزارش پرس.تی.وی، بیل گیتس، مدیرعامل شرکت رایانه‌ای

مایکروسافت، قصد دارد در اقدامی نمادین به کشورهای فقیر جوجه

 هدیه بدهد. در ورای این هدیه عجیب، اندیشه‌های عمیق نهفته است.

بیل گیتس صد هزار جوجه زنده را به کشورهای فقیر هدیه می‌کند. این

جوجه‌های زنده به مناطق روستایی کشورهای در حال توسعه از قبیل

نیجریه و بورکینافاسو ارسال خواهد شد. در این کشورها، فقط 5درصد

خانواده‌ها جوجه دارند و بیل گیتس امیدوار است با طرح کمک‌های او،

این رقم به 35درصد برسد. به گفته بیل گیتس، علت این اقدام عجیب او،

 این ضرب‌المثل معروف است که اگر می‌خواهی کسی را یک روز سیر

کنی به او ماهی بده، اما اگر می‌خواهی برای همیشه سیرش کنی،

ماهیگیری را به او بیاموز.

این اقدام بیل گیتس در واقع یک نوع کار مددکاری اجتماعی  جامعه ای

می باشد که با هدف توانمند سازی افراد فقیر جامعه صورت می پذیرد.

 حال این سوال مطرح می شود:

آیا آقای بیل  گیتس یک مددکار اجتماعی است؟

 

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آزمون دکترای مددکاری اجتماعی

آزمون دکترای مددکاری اجتماعی در چند سال گذشته فرازو نشیب های فراوانی را طی

کرده و هر سال به یک شیوه آزمون و خطایی توسط سازمان سنجش برگزار و یا اصلا"

 نشده است. این امر تصادفی به نفع عده ای و به ضرر اکثریت بوده است. منهای تمام

اتفاقاتی که تاکنون افتاده است امسال دانشجویان رشته مددکاری اجتماعی که موفق به قبولی

 درآزمون شده بودند به دلیل هجوم اکثریت دانشجویان سایر رشته های علوم اجتماعی در

انتخاب رشته موفق به کسب حد نصاب قبولی نشدند.براین اساس فردی که هیچ گونه آشنایی

 با حرفه مددکاری اجتماعی نداشته مهم تر از آن کارورزی و کار عملی ندیده است چطور

 می تواند یک دانشجوی موفق دوره دکترای حرفه مددکاری اجتماعی شود.آیا جز این است

 که این فرایند فقط منجر به صدور مدرک می گردد نه تربیت متخصص.به هر حال امید

است در عمل این طور نباشد و در مصاحبه تعداد مددکاران اجتماعی شایسته انتخاب بیشتر

 باشد.

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ مهارتهای مطالبه

همایش روز ملی مددکاری اجتماعی به همت انجمن مددکاران اجتماعی

 و سازمانهای ذیربط در روز دوشنبه ششم اردیبهشت ماه برگزار و

ساعت 17 همان روز به پایان رسید .امید است با توجه به ماهیت

همایش ها موضوع مطالبه گری به پایان نرسد. مطالبه گری در جهت

ارتقای کیفیت زندگی جامعه هدف اساسا" بی انتهاست و پایانی

ندارد.تجارب حرفه مددکاری نشان می دهد مطالبه گری روحیه و مهارت

 خاصی می خواهد که در مواقعی اگر خوب مطرح و یا عنوان نشود

 بجای تعامل منجر به تقابل می گردد و در نهایت ممکن است

به بیماری بی تفاوتی اجتماعی منجر شود.بر این اساس برگزاری

 دوره های آموزشی در جهت ارتقای مهارتهای مطالبه گری و ترویج

فرهنگ آن در بین مددکاران اجتماعی ضروری به نظر می رسد.

فراموش نکنیم مطالبه گری نیاز به دانش،مهارت،زمان،حوصله و هنر

خاصی دارد که این امر از ویژگیهای مددکاران اجتماعی می باشد.

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تاملی بر مطالبه گری اجتماعی و مددکاری اجتماعی

کنفسیوس میگوید به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید شمعی

روشن کنید. حال موضوع سال جاری همایش ملی مددکاری اجتماعی

 با عنوان مطالبه گری اجتماعی و مددکاری مصداق فرمایش حکیم

کنفسیوس است که در نوع خود قابل تقدیر می باشد. مطالبه گری

 یکی از ویژگیهای ذاتی سازمانهای مردم نهاد است که ضرورت دارد

در اهداف کلان و برنامه های سالانه آنها به صورت مستمر دیده شود.

اینکه از این همایش تا آن همایش موضوع مهمی مطرح و پس از آن رها

 شود با فرهنگ مطالبه گری سنخیتی نداشته و منجر به بی تفاوتی

 اجتماعی می گردد. جامعه ما متاسفانه در حال حاضر با مسائل و

آسیب های اجتماعی به نوعی سازگاری عرفی پیدا کرده و علی رغم

هشدارهای جدی و زنگ خطر های مکرر اقدامی عملی در راستای

پیشگیری و یا درمان آنها صورت نمی پذیرد. در مواقعی هم اقدامات

پراکنده و موازی نه تنها موجب بهبود نمی شود بلکه خود تبدیل به یک

آسیب دیگری می گردد! حال در این میان مددکاران اجتماعی که از

جایگاه و منزلت برجسته ای در جامعه برخوردار نبوده و در واقع فراموش

شده اند چطور می توانند مطالبه گری و یا اقدامات اثر بخش انجام دهند.

وقتی پس از گذشت سی سال هنوز روز گرامیداشت مددکاران اجتماعی

 ثبت نشده و یا سازمان نظام مددکاری اجتماعی علی رغم پیگیری های

فراوان از تصویب مجلس شورای اسلامی نگذشته است چطور و چگونه 

 این  حرفه می تواند داعیه مطالبه گری در جامعه داشته باشد...

حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 

 

 

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عرض تسلیت به استاد ارجمند جناب آقای دکتر زاهدی

    خبر درگذشت والده ماجده جناب آقای دکتر زاهدی اصل از اساتید

بزرگوار حرفه مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در ایام نوروز

موجب تاثر و تالم مددکاران اجتماعی  گردید. ضمن ابراز همدردی با آقای

 دکتر زاهدی اصل این مصیبت وارده را به ایشان تسلیت عرض نموده و از

خداوند متعال برای آن مرحومه علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل 

و اجر وافر مسالت می نماییم.

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ هفت سین مددکای اجتماعی

  شاید عجیب باشد اما این علاقه وافر یک مددکار به حرفه مددکاری

 اجتماعی است  که موجب می شود به فکر چیدن هفت سین این

حرفه مقدس و انسان دوستانه  باشد.ا گر چه می توان با همت بزرگان

این حرفه  گمنام و همچنین سایر مددکاران اجتماعی با تجربه هفت

سین بهتر و زیباتری برای این حوزه طراحی کرد اما آنچه به فکر این

مددکار رسید موارد ذیل بوده که تقدیم حضورتان می گردد امید است

در جهت تحقق آنها در سال جدید بتوانیم گام های موثرتری برداریم:

هفت سین مددکاری اجتماعی:

1-    سلام اجتماعی

2-    سواد اجتماعی

3-    سرمایه اجتماعی

4-    سلامت اجتماعی

5-    سخاوت اجتماعی

6-    سعادت اجتماعی

7-    سرور اجتماعی

بودن این هفت سین در سفره مددکاران اجتماعی به معنای وجود آنها در

جامعه است و این یعنی جامعه سالم و مدینه فاضله ای که اندیشمندان

 در پی تحقق آن هستند.

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱/۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بهار آمد ...

بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم

به پای سرو آزادی سر و دستی برافشانیم

به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم

که ما خود درد این خون خوردن خاموش می‌دانیم

نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد

بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم

شرار ارغوان واخیز خون نازنینان است

سمندروار جان‌ها بر سر این شعله بنشانیم

جمال سرخ گل در غنچه پنهان است ای بلبل

سرودی خوش بخوان کز مژده‌ی صبحش بخندانیم

گلی کز خنده‌اش گیتی بهشت عدن خواهد شد

ز رنگ و بوی او رمزی به گوش دل فروخوانیم

سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد

چه پرچم‌های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم

به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری

بیا تا حلقه‌ی اقبال محرومان بجنبانیم

الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریاب

که ما کشتی درین توفان به سودای تو می‌رانیم

دلا در یال آن گلگون گردن تاز چنگ انداز

مبادا کز نشیب این شب سنگین فرومانیم

شقایق خوش رهی در پرده‌ی خون می‌زند، سایه

چه بی‌راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم

هوشنگ ابتهاج

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد