آوای مددکار


+ نقدی بر یک نامه کوتاه

همسفر! در این راه طولانی ، که ما بی خبریم و چون باد می گذرد بگذار خرده اختلاف

های مان با هم باقی بماند خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم ، مطلقاً یکی ،مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را ، به

همان شدت دوست داشته باشم و هرچه من دوست دارم ، به همان گونه مورد دوست

داشتن تو نیز .

مخواه که هردو یک آواز را بپسندیم ، یک ساز را ، یک کتاب را ، یک معلم را ، یک رنگ را و

یک شیوه نگاه کردن را .

مخواه که انتخاب مان یکی باشد ، سلیقه مان یکی و رویامان یکی ،

همسفر بودن و هم هدف بودن ، ابداً به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست و شبیه

شدن دال بر کمال نیست ، بلکه دلیل توقف است .

شاید « اختلاف » کلمه خوبی نباشد . شاید «تفاوت » بهتر از « اختلاف » باشد .

نمی دانم ، اما به هر حال تک واژه مشکل ما را حل نمیکند .

پس بگذار این طور بگویم : عزیز من !

زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهت های مان ، نه از میان

 رفتن و محو شدن یکی در دیگری،نه تسلیم بودن،مطیع بودن،امر بر شدن و دربست

پذیرفتن!

مطلب فوق بر گرفته از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم ازآقای نادر ابراهیمی است.

به طور کلی احترام به همدیگر و رعایت حریم و حرمت در زندگی زناشویی از اهم

واجبات است.موضوعی که در خانواده درمانی و نظریه سیستم ها از آن به عنوان رعایت

مرزها یاد میشود و لازمه زندگی موفق است اما این امر به هیچ وجه نفی کننده یکی

بودن نیست.اساسأ فلسفه ازدواج یکی بودن،کامل شدن و در نهایت عاشقانه زیستن

است. این در حالیست که مطالب فوق آن را نفی می کند و به نوعی با تقویت جنبه

های فردی زوجین  بی تفاوتی و جدایی روانی آنان را ترویج می کند.به زبان

عامیانه عیسی به دین خود ،موسی به دین خود و در نهایت زندگی هم مهم نیست

چه جوری باشد.

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک