آوای مددکار


+ نکته

روزی عصر که از سر کار پیاده بر می گشتم  در یکی از خیابانها حرکات مشکوک مردی توجه مرا به خود جلب کرد.کنجکاو شده و بیشتر دقت کردم.آن مرد سیم فلزی کوچکی در دست داشت که با آن صندوق صدقاتی را که کنار خیابان بودند به ترتیب بازبینی می کرد ودر هر کدام که اسکناس کاملأ وارد صندوق نشده بود با سیم آنها را خارج کرده وبه جیب می زد.حال در شهری که مردمان آن به صندوق صدقات رحم نمی کنند چطور انتظار داریم که به جیب ما رحم کنند؟ البته همچنانکه آن مرد کار خود را دزدی تلقی نمی کرد بسیاری از کارهای ما در جامعه نیزبا آنکه دزدی بوده اما با شگرد های مختلف زرنگی تلقی می شود! اینجاست که باید بگوییم خدا آخر وعاقبت ما را به خیر کند.

نویسنده : هوشمند ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک