آوای مددکار


+ مددکار هم باشیم

در یک روز بارانی آب نهری موری را با خود برد اما از خوش اقبالی کبوتری که از آن حوالی پرواز می کرد و ناظر بر ماجرا بود برای مورچه متاثر شد و برگ درختی در آب انداخت و بدین ترتیب مورچه نجات پیدا کرد.چندی بعد همان کبوتر بالای شاخه درختی نشسته چرت می زد که یک شکارچی او را دید و به طرفش نشانه گرفت.مورچه که به طور اتفاقی ازآن طرف می گذشت متوجه شد و پای شکارچی را چنان گاز گرفت که شکارچی از شدت درد تفنگش را بر زمین کوبید و شروع به فریاد زدن کرد.همین سر و صدا باعث شد کبوتر بیدار شده و از آنجا پرواز کند.مورچه به این طریق خوبی کبوتر را جبران کرد.

در زندگی هیچ فردی بی نیاز از یاری دیگران نیست و کمک به دیگران و در نظر گرفتن منافع آنان بخشی از وظیفه انسانی ماست.

به قول سعدی:

تو نیکی کن و در دجله انداز          که ایزد در بیابانت دهد باز

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک