آوای مددکار


+ هوش هیجانی

در تعریف هیجان گفته اند: تغییرات جسمی و روانی است که مستقیماً به دنبال ادراک یک واقعیت تحریک کننده حاصل می شود. اگر افراد در زندگی روزمره توانایی شناخت هیجانات خود و دیگران را داشته باشند می توانند مدیریت مطلوبی بر هیجانهایی مثل شادی، غم، عشق، تنفر، خشم، ترس، امید، یأس، اضطراب و ... داشته و واکنش های مناسب و منطقی را در موقعیت های مختلف از خود بروز دهند، در این صورت همواره احساس رضایت از زندگی وجود داشته و افراد کمتر احساس ناتوانی یا بدشانسی می کنند. اتفاقات تازه، اخبار و افکار جدید و رفتاری که افراد انجام می دهند همه اینها هیجانات یا احساساتی را به وجود می آورد. حال اگر این هیجانات اداره یا کنترل نشوند مشکلاتی را ایجاد می کنند که برخی اوقات ممکن است زندگی فرد یا دیگران را به مخاطره اندازند.به طور کلی هیجانات و احساسات تجارب درونی هستند که در مقابل رخدادهای بیرونی یا درونی حس می شوند. تجربه احساسات گوناگون در افراد مختلف از نظر شدت و تأثیر آن در رفتار بعدی، بسیار متنوع و متفاوت است. در این زمینه مهارت مدیریت هیجانات فرد را قادر می سازد اولاً هیجانها را در خود و دیگران شناسایی کند، ثانیاً نحوه تأثیر آنها را بر رفتار بداند و ثالثاً بتواند واکنش مناسبی در برابر هیجانهای مختلف نشان دهد. امروزه به کیفیتی که که انسانها را قادر می سازد از هیجانات به نفع خود و روابطشان استفاده کنند "هوش هیجانی" گفته می شود.

نکات مهم در مورد شناخت بیشتر هوش هیجانی

1-  به طور کلی بهره هوشی به خوبی نمی تواند از عهده توضیح وضعیت متفاوت افرادی برآید که فرصتها و شرایط تحصیلی مشابهی دارند. هوش شناختی در فراز و نشیب های زندگی
به تنهایی نمی تواند آمادگی زیادی در افراد برای مقابله صحیح ایجاد کند و لزوماً تضمین کننده رفاه، شخصیت اجتماعی و یا احساس شادکامی در زندگی نیست. در واقع تنها درصد کمی از موفقیت افراد به بهره هوشی (IQ
) بستگی دارد و بقیه آن تحت تأثیر هوش هیجانی (EQ )است. این هوش هیجانی است که مشخص می کند چگونه می توانیم از سایر مهارتهای خود از جمله بهره هوشی به بهترین شکل استفاده کنیم.

2-    هوش هیجانی را نمی توان در مدارس یا دانشکده آموخت بلکه باید آن را از طریق فرآیندهای یادگیری اجتماعی فرا گرفت.

3-  بر خلاف بهره هوشی که از سن 18 سالگی میزان و سطح آن تقریباً ثابت و ایستا باقی می ماند هوش هیجانی قابل رشد و توسعه است و به عبارتی مفهوم یادگیری دارد. می توان آن را آموخت و توسعه داد.

4-  پژوهشها ثابت کرده است آموزش مهارتهای هیجانی و اجتماعی که به تعبیری تقویت هوش هیجانی است نقش بسزایی در موفقیت زندگی و پیشرفت تحصیلی دارد.

5-  مهارتهای هوش هیجانی به افراد اجازه می دهد تحت شرایط سخت بهتر فکر کنند و از هدر رفتن زمان به واسطه احساساتی همچون خشم، اضطراب ترس جلوگیری نمایند.

6-  افراد دارای مهارت هوش هیجانی بالا، مراقب رفتار خود بوده و نسبت به دیگران توجه خالصانه و قلبی خود را افزایش می دهند. به سرعت و به سادگی ذهن خود را آرام و شفاف می سازند و به این ترتیب راه را برای بصیرت و بینش درونی و ایده های خلاق به روی خود می گشایند. به سادگی احساساتی چون اضطراب، پریشانی و ترس را که باعث استرس های موجود در کار روزمره می شوند، کنترل می کنند.

7-  فردی که دارای هوش شناختی بالا است اما فاقد هوش هیجانی کافی است. تقریباً کاریکاتوری از یک آدم خردمند است او در قلمرو ذهن چیره دست بوده اما در دنیای شخصی خویش ناتوان است.

8-  بر اساس تحقیقات انجام شده افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند از نشانه های مرضی جسمانی کمتری رنج می برند، اضطراب کمتر و تعاملات اجتماعی بهتری دارند و در مقایسه با افراد دیگر از افسردگی کمتری برخوردار هستند.

9-   افراد باهوش هیجانی بالا می توانند موازنه منطقی میان عواطف و عقل به وجود آورند. آنها روحیه دهنده و هدایت کننده خوبی هستند و در افراد احساس خوبی نسبت به خودشان به وجود می آورند تا احساس ارزشمندی کنند.

10-    افراد با هوش هیجانی بالا به دلیل اینکه با خودشان صادق بوده و از خودشناسی بالایی برخوردارند، همیشه دارای اعتماد به نفس قوی هستند. آنها می دانند کامیابی ها به خودشان ارتباط داشته و ربطی به دیگران ندارد. به جای اینکه به رفتار دیگران برچسب بزنند اول عواطف شان را مرور می کنند.

11-   این افراد خوشبختی را هم برای خودشان و هم برای دیگران می خواهند. آنها می دانند زندگی فقط متعلق به آنان نیست بلکه متعلق به همه انسان هاست.

 

نویسنده : هوشمند ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک