روز مددکار اجتماعی

 در آستانه سالروز ولادت بزرگمرد عالم مددکاری حضرت علی (ع) و روز گرامیداشت مددکاران اجتماعی داسنان کوتاه ذیل تقدیم همه همکاران عزیز می گردد.اگر چه مددکاران اجتماعی بر اساس آموزه های اخلاقی و حرفه ای خود از هر گونه پیشداوری اجتناب می کنند اما همه ما گاهی توانمندیهای خود و دیگر افراد جامعه را ممکن است نادیده بگیریم. به این امید که در راستای توسعه و تغییرات اجتماعی، آزاد سازی ظرفیتهای فردی و جمعی مراجعان و توانمند سازی آنان و با احترام قلبی به همه تفاوتها،هیچ وقت فردی را بی اهمیت تلقی نکنیم: *خانمی با لباس کتان راه راه و شوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند.  مرد به آرامی گفت:مایل هستیم رییس را ببینیم.منشی با بی حوصلگی گفت:ایشان امروز گرفتارند. خانم جواب داد:ما منتظر خواهیم شد.منشی ساعتها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. اما این طور نشد. منشی که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصمیم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت. رییس با اوقات تلخی آهی کشید و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اینکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواری دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمی آمد. خانم به او گفت: ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم.رییس با غیظ گفت:خانم محترم ما نمیتوانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم، اینجا مثل قبرستان می شود. خانم به سرعت توضیح داد: آه… نه…. نمیخواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.  رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: یک ساختمان! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است. خانم یک لحظه سکوت کرد..رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟ شوهرش سر تکان داد. رییس سردرگم بود. آقا و خانمِ “لیلاند استنفورد” بلند شدند و راهی کالیفرنیا شدند، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد. به این ترتیب دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، یادبود پسری است که هاروارد به او اهمیت نداد!

/ 0 نظر / 52 بازدید