دانه فلفل و خال مه رویان

جالب است روزی سوالی داشتم از طریق ایمیل یکی از اساتید با کلی

پوزش سوال خود را مطرح کردم.چند روزی گذشت بعد استاد عزیز پاسخ

 دادندشما؟ برای ایشان فرستادم بنده یکی از دانشجویان شما بوده که

راجع به این قضیه می خواستم مرا راهنمایی فرمایید.دوباره چند روزی

گذشت بعد پاسخ فرمودند اسم شما چیست؟ انتظار داشت بگویم زلیخا

تا بذل عنایت فرموده و پاسخی ارایه دهند! چند سالی گذشت  تا اینکه

چند روز پیش باز سوالی راجع به فرسودگی شغلی داشتم .از آنجا که 

 احساس  کردم با بودن در فضای مجازی در دهکده جهانی هستم لذا

سوال خود را  از طریق ایمیل با یکی از اساتید متخصص دانشگاه آریزونا

 در ایالات متحده مطرح کردم .ایشان بدون آنکه مرا بشناسند یا ازمن

    اسمم را بپرسند در اولین روز پیرامون موضوع مطروحه کلی توضیح

داده و جهت مطالعه بیشتر منابع متعددی معرفی نمودند و طوری پاسخ

بنده را دادند که  سری بعد اگر سوالی داشتم با اشتیاق فراوان از ایشان

بپرسم.حال باید پرسید این کجا و آن کجا! البته احترام اساتید شریف و

 دلسوز همیشه محفوظ بوده و غیر قابل انکار است اما باید قبول کنیم

یک جای کار می لنگد. به قول شاعر عزیز:

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه،

 هر دو جانسوزند ولی این کجا و آن کجا!

/ 1 نظر / 26 بازدید
عباس

دکتر جان، فرق هست میان "دلسوز" و "جانسوز". آدم گاهی دلش برای یه عده ای می سوزه و گاهی خودش از برخی حرکات برخیها می سوزه. این سوختن و آن سوختن با هم فرق دارن. شما سوالاتتو از همون خارجیا بپرس. اصلا بیاین تقسیم کار کنیم. اونا کار کنن و جواب سئوالات مارو بدن استادای ایرانیم پولشو بگیرن. اینجوری برای هممون بهتره. به تقسیم کار دورکیم هم بر نمی خوره!