بن بست در زندگی!

بطور کلی زندگی فرآیندی است تلخ و شیرین که رنج ها و راحتی ها,

فرودها و فرازها و فراتر از آن شکست ها و پیروزی ها در لحظه های آن

 جاری است و آنچه این مسیر را شیرین می کند تلاش برای رهایی از

مشکلات و شکست ها و سعی در جهت رسیدن به اهداف و موفقیت

 هاست.روشن است که در این مسیر توان و ظرفیت های آدم ها

در مقابله با مشکلات و حل آنان متفاوت است و عکس العمل آنان در

 برابر اتفاقات ناگوار یکسان نیست. داشتن آگاهی, تسلط به مهارت های

 زندگی به ویژه مهارت حل مسأله و تصمیم گیری، ارتقاء عزت نفس و

اعتماد به نفس و در نهایت توکل بر خدا انسان را در موقعیت های دشوار

یاری نموده و سبب می شود سخت ترین شرایط, ناکامی و یا شکست

ها را با سربلندی پشت سر بگذارد. آنانی که آگاهی و توانمندی بیشتری

 دارند نسبت به افراد خانواده و محله و در نهایت جامعه خود

مسئولیت بیشتری داشته و ضروری است در مواقع بحرانی و حساس

آنانی را که احساس می کنند در زندگی به بن بست رسیده اند کمک

نمایند. سؤالی که مطرح می شود این است چگونه به فردی که

در معرض خودکشی قرار دارد کمک کنیم؟ لازمه این کار ابتدا دانستن

 نشانه های خودکشی است که عبارتند از:

1- آرزوی مرگ و صحبت از آن در حضور دیگران.

2- صحبت از ناامیدی و احساس گناه و گیر افتادن در شرایط بد و دشوار.

3- کناره گیری از خانواده, دوستان صمیمی و کار.

4- بی تفاوتی و نداشتن انگیزه مشارکت در فعالیت های مورد علاقه.

5- تغییر در عادات غذایی و خواب.

6- افسردگی شدید.

7- دست زدن به اعمال مخرب و یا روی آوردن به مواد مخدر و الکل.

8- بی توجهی به اعتقادات مذهبی و دینی.

  اگر نشانه های فوق را در یکی از نزدیکان و یا دوستان خود دیدید

سخنان او را جدی گرفته و به صحبت های او گوش فرا دهید تا احساس

 و هیجانات منفی او تخفیف پیدا کند.چون رایج ترین محرک در خودکشی

 درد روانشناختی غیر قابل تحمل است و هدف معمول در خودکشی پیدا

کردن راه حل است لذا باید کاری انجام دهید تا فرد بحرانی به راه حل

 های دیگری غیر از خودکشی فکر کند.همانطور که به قول بزرگان راه

های رسیدن به خدا زیاد است بر این اساس راه های حل مسأله نیز

 بی شمار است. باید آن راهکارها مطرح و در نهایت بهترین آن انتخاب

شود. سعی نکنید با نصیحت کردن او را قانع سازید. مثلاً "اینکه

خودکشی اقدام ناپسندی است". زیرا این کار موجب می شود وی

احساس کند فرد گناهکاری است. این احساس منفی ناامیدی او را

تشدید نموده و احتمال خودکشی را تقویت می نماید. درادامه با یافتن

انگیزه های خودکشی و برطرف نمودن آنان می توان به فرد کمک

بیشتری نمود.چون اگر انگیزه خودکشی از بین رود احساس ناامیدی,

درماندگی و به بن بست رسیدن نیز کمرنگ شده و فرد رفته رفته به

حالت عادی خود برمی گردد.در نهایت در موارد بحرانی کمک گرفتن از

متخصصین بهداشت روانی, روانشناسی, مشاوره و مددکاری اجتماعی

ضروری بوده وکمک شایانی به فرد می کند.با تجزیه و تحلیل موارد فوق

 آنچه مسلم است بحران خودکشی موقتی بوده و غیرقابل تحمل ترین

دردها و ناراحتی ها نیز می توانند با گذشت زمان تحمل شوند،به

شرطی که انسان با اراده قوی در شرایط بحرانی تسلیم و اسیر زندگی

 نشود و با کسب آگاهی و مهارت های لازم موقعیت های ناگوار را تغییر

داده و با سپاس از خالق هستی و توکل به او به زندگی هدفمند و با

ارزش خود ادامه دهد.به قول خواجه حافظ شیرازی:

چرخ را بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک!

*اصل مقاله فوق در یکی از نشریات داخلی به قلم نگارنده چاپ شده که به دلیل حجم زیاد مطالب در این وبلاگ صرفأ بخش پایانی آن آمده است. 

/ 0 نظر / 18 بازدید