تراژدی شهر

هر روز که می گذرد ظاهراً ابعاد آسیب های اجتماعی پیچیده و گسترده

 تر می شود و این زمانی بیشتر نمود پیدا می کند که ما با نگاهی

متفاوت در جامعه مسائل را رصد کنیم. نگاهی که از درون جامعه باشد

نه از بیرون آن. یکی از مواردی که در این روزهای سرد زمستان دل هر

رهگذری را آزرده خاطر می نماید؛ بودن کودکان معصومی است که در

کنار خیابان ولیعصر تهران نشسته و به بهانه دستفروشی تکدی گری

می کنند. کودکانی که خود نمی دانند تکدی گری چیست و یا اصلاً

چرا کنار خیابانند؟ راستی چه سرنوشتی در انتظار آنان است؟ در

هر جامعه ای کودکان سرمایه های اصلی و آینده آن جامعه را تشکیل

داده و مراقبت از آنان بویژه در سنین رشد لازم و ضروری است.

بر اساس پیمان نامه حقوق کودک؛ " برخورداری از زندگی سالم و

 بدون تبعیض حق همه کودکان بوده و دولت های عضو موظف به رعایت

 مفاد آن هستند". اما امروزه آنقدر که در جامعه از حقوق کودکان و نفی

 تکدی گری صحبت می کنیم از عمل کردن و درمان قطعی آن صحبتی

 به میان نمی آید. با وجود ساز و کارهای قانونی و مراکز متعدد از قبیل

بهزیستی، شهرداری، انجمن های حمایت از حقوق کودکان

و ...چرا باز هم کودکان کار و خیابانی وجود دارند؟ آن هم در مواقعی

بصورت گروهی یا خانوادگی؟! هر سال بودجه ای تصویب و پروژه هایی

 تعریف می شوند اما دریغ از کارآمدی آنان! دکتر شریعتی می گوید: "

خدایا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،

چه زجری می کشد آن کسی که انسان است و از احساس

سرشار"! کافی است نیم ساعتی در خیابان های شلوغ شهر قدم

بزنید در فاصله  چند متر چندین نفر نیازمند واقعی یا ظاهری دستان

خود را دراز می  کنند و یا در گوشه ای ایستاده و با چشمان ناامیدانه

در انتظار دریافت نیم نگاه مساعدی از رهگذران هستند.

بماند اتفاقات  دیگری که می افتد و در صندوقچه هیچ عطاری یافت

نمی شود. از ریز تا درشت، از زنانه تا مردانه، از آشکار تا پنهان...

خلاصه همه رقم رفتارهای نابهنجاری که با  نگاه خاص و پژوهشگرانه

بیشتر دیده می شوند. ظاهراً مسئولین حوزه اجتماعی جامعه چون

 زیاد قدم نمی زنند (و پیاده یا با اتوبوس به منزل نمی روند) و از صبح

 تا شب در جلسات مهمی وقتشان را سپری می کنند از دیدن این

اتفاقات محرومند و یا اینکه آنقدر دیده اند یا گفته و شنیده اند که تکراری

 شده است. چاره ای دیگر باید اندیشید به قول سهراب عزیز:

چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید!

/ 1 نظر / 4 بازدید
علیرضا

آيا تبليغات باعث ناخوشايند شدن محيط وبلاگ شما ميگردد؟ آيا مي دانيد انجينير بلاگ تنها سرويس ثبت وبلاگ بدون تبليغات است؟