مروری بر دیدگاه های جامعه شناختی در انحرافات

دیدگاه افلاطون و ارسطو :افلاطون در کتاب جمهوریت به بیان عقاید خویش در زمینه جامعه ایده آل یا مدینه فاضله می پردازد. وی معتقد است فقر و دارایی زیاد از جمله عواملی هستند که سلامت جامعه را تهدید می نمایند. زیرا فقر سبب پستی و تباهی مردم و ایجاد کینه توزی در آنان گشته و ثروت زیاد سبب تجمل گرایی و میل افراد به شیوه های جدید لذت جویی می گردد. ارسطو نیز مانند افلاطون اعتقاد به تأثیر فقر و ثروت در انحراف افراد دارد.دیدگاه دورکیم: دورکیم از جامعه شناسان فرانسوی بوده که می گوید هر عملی که وجدان جمعی را جریحه دار کند،جرم محسوب می شود. وی معتقد است ما باید افرادی را تربیت کنیم که هر فردی پلیس وجود خودش باشد. به نظر او اگر خواسته های افراد در درون خودشان کنترل نشوند، آنومی به وجود می آید و آنومی را دلیل اصلی کجروی افراد می داند.دورکیم در مجموع به سه نوع کجروی یا انحراف معتقد است: کجروی زیستی و روانی: که در آن جامعه سالم و فرد دارای بیماری است.. کجروی چوله: که در جامعه و فرد هر دو بیمار یا ناسالم هستند. کجروی انقلابی: که در آن فرد سالم و جامعه بیمار است.دیدگاه مرتون : وی می گوید انواع رفتارهای انحرافی حاصل شرایط بی هنجاری جامعه است. او  می گوید فرد در نتیجه اجتماعی شدن یا جامعه پذیری هدفهای مهم فرهنگی و نیز راههای رسیدن به این هدفها را یاد می گیرد. هرگاه راههای مورد تأیید جامعه در جهت رسیدن فرد به اهداف فرهنگی تعیین شده فراهم نباشد به ناچار فرد از راههای دیگری استفاده کرده و بدین ترتیب رفتار انحرافی از وی سر می زند.وی چهار نوع رفتار انحرافی را نام می برد: 1-  نوآوری: در این شیوه فرد اهداف جامعه را قبول دارد ولی راههای رسیدن به اهداف را قبول ندارد. مثلاً فردی برای رسیدن به ثروت راه دزدی را انتخاب می کند. 2-  مراسم گرایی: در این شیوه هدف فراموش می شود و راههای رسیدن به هدف مهم تلقی می گردد. مثلاً فرد به جای انجام کار بیشتر به تشریفات بپردازد. 3- گوشه گیری: فرد نه راهها را قبول دارد و نه اهداف را. بنابراین گوشه گیری را اختیار می کند، مثل شخص الکلی. 4-  طغیان و سرکشی (انقلابی): فرد نه اهداف جامعه را قبول دارد و نه راههای رسیدن به ان هدف را. بلکه به دنبال طرحی نو برای خود است..تئوری ارتباطات سازرلند: وی جرم را به آنچه که تفاوت ارتباطات نامیده است، مربوط می داند. مفهوم تفاوت ارتباطات، ساده است. در جامعه ای که دارای خرده فرهنگهای گوناگون متعددی است، برخی محیط های اجتماعی معمولاً مشوق فعالیت های غیر قانونی هستند. در حالیکه محیط های دیگر چنین نیستند. افراد از طریق ارتباط با دیگران که عامل هنجارهای تبهکارانه هستند، بزهکار یا تبهکار می شوند. به نظر سازرلند اکثر رفتارهای تبهکارانه در درون گروههای نخستین به ویژه گروههای همسالان فرا گرفته می شود.تئوری آلبرت کوهن: وی معتقد است که مهمترین هدف جوان از انجام جرم کسب پایگاه اجتماعی است و اینکه در جامعه ارزش و حرمتی داشته باشد. چرا که مورد تأیید دیگران واقع شدن از نیازهای اساسی وی است. وی معتقد است انگیزه جوان از جرم و هنجارشکنی همیشه کسب سود مادی نمی باشد و تنوع طلبی جوان باعث می گردد که روی یک فرم نایستد و به مدل خاصی اکتفا نکند.

/ 0 نظر / 11 بازدید